علي بن حسين انصارى شيرازى

420

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

قرحهء امعا و استطلاق بطن و نفث دم و زنان كه خون از رحم ايشان گشوده بود و رحم و مقعد كه بيرون آيد ديسقوريدوس گويند قوت مجموع درخت وى قابض بود و قوت قشر وى و قشر بيخ وى مساوى بود و اگر طبيخ ورق وى بر ريشهاى كهن و بر استخوان شكسته و بر اعضاى مسترخى ريزند نافع بود و قطع سيلان رطوبت مزمن از رحم بكند و بول براند و چون بدان مضمضه كنند دندان متحرك را محكم گرداند و جرب را نافع بود تا به حدى كه جرب مواشى و سگ و اگر از شاخهاى ( شاخه‌هاى ) وى مسواك سازند دندان را جلا دهد و جالينوس گويد مركب بود از قواى متضاده يعنى از قوت قبض و تسخين و قوت تليين و بدين سبب است كه اورام معده و مقعد و امعا و جگر را نافع بود و خائيدن وى بلغم از سر بكشد و سرفه بلغمى را سودمند بود و نفث دم و مقوى معده و جگر بود و بوى دهان خوش كند و بن دندان محكم گرداند و مسخن معده و جگر بود و محلل رطوبات معده و مسكن مغص كه از رطوبت بود و چون با روغن زنبق سعوط كنند صداع سرد را نافع بود و چون با زيت بگدازند شقاق لبها را نافع بود چون در ضمادات كنند درد امعا را نافع بود و چون با آب سرد بياشامند رطوبت معده را دفع كند و اشتها بياورد و بلغم بگدازد و ورم جگر و نزف دم را نافع بود و گويند مضر بود بمثانه و مصلح وى آن بود كه به سركه خويسانند و خشك كنند و با كثيرا استعمال كنند و صاحب تقويم گويد بسيار از وى شش را بد بود و مصلح آن صمغ عربى بود و قند و بدل آن يك وزن و نيم آن صمغ البطم و گويند به وزن آن لبان كه از كندر دريايى بود ابو ريحان مىنويسد : قاطاجانس گويد از انواع او نيكوتر آنست كه از قبرس به اطراف نقل كنند و بلغت پارسى او را رماس و رماست گويند و مصطلى بلغت رومى گويند لاتين MASTICHES RESINA فرانسه MASTIC انگليسى MASTICH مصنع ثمر عوسج بود و قابض بود و شكم ببندد و اگر زيادت خورند قولنج دهد سخت مصل طبيعت آن سرد و خشك بود در دويم و ابن ماسويه گويد در سيوم سوداوى مزاج را بد بود و مضر بود به معده و سفل و كيموس بد دهد و اگر با گوشت فربه پزند ضرر آن كم شود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : مصل به فتح ميم لغت عربيست باصفهانى قارا و بتركى قراقروط نامند و از جوشاندن دوغ و تبخير آب آن بدست آيد مصباح الرومى كهربا است و گفته شد مطبوح عقيد العنب خوانند و ميفختج گويند و گفته شود مطخثا مطحيثا گويند و آن لعوق لوز است و در مركبات گفته شود مطجن نيكوترين آن بود كه رسيده بود و آن خشك‌تر از پخته بود و آنچه با سركه و كرويا بود گرم بود و خشك و آنچه به مرى بود بىسركه بغايت گرم و خشك و وى ملطف بلغم بود و منشف رطوبات معده و آنچه به ابازير بود دشوارهضم بود و تشنگى آورد و اگر با سركه بجوشانند و بعد از آن بريان كنند تشنگى نياورد و آنچه بىسركه و آب بجوشانند بعد از آن مطجن كنند و مرى و دارچينى بدان كنند تشنگى آورد